صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 104

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

- تقابل و دوگانگى كه منشأ غيرت است ، در اعتدال نشأت عنصرى انسانى تبديل به يگانگى و جمعيت شده ، صورت غيرت از ميان بر مىخيزد . به علت اين جمعيت ، اعيان عالم در خدمت او به سجده مىافتند . از همين جمعيت و تعلق آن به مقام انسان بود كه ابليس كه سالها داغ عاشقى بر چهره داشت ، آتش غيرتش بالا گرفت و از سجدهء او ابا كرد ( وصل دوازدهم ) . - از آنجا كه اين مرتبهء انسانى با جانب اطلاق مناسبت دارد ، اطلاق مذكور در اين نشأت جمعيت نشان ، به صورت عبوديت مطلقه ظاهر مىشود و از اين رهگذر ، انسان عبد مىگردد : عبد درهم ، عبد دينار ، عبد دنيا ، عبد طبيعت و . . . هر كس كه در اين ميان ، اسير دام عبوديت غير نگردد و با فرائض و نوافل به تقرّب حق برسد و محبوب الهى گردد ، عبوديت مطلقه بر دو گونه به او رو نمايد : طرف ظهورش كه به عبوديت موسوم بود مسمّى به نبوت شود ؛ و طرف بطونش كه از قديم در سريان است ، مسمّى به ولايت گردد ( وصل سيزدهم ) . - بهرهء انبياى نخستين از نبوت ، فقط طرف عاشقى محض بود و نتيجتا دعوتشان بيشتر مايل به تنزيه مىنمود ؛ تا نوبت به ابراهيم خليل رسيد كه نور معشوقى به بارگاه نبوت تابيدن گرفت . پس دعوت او بر مبادى صفات ثبوتى قرار گرفت كه مبانى اركان تشبيه است . كمال اين مرتبهء معشوقى و محبوبى به حضرت محمد ( ص ) ختم مىشود ( وصل چهاردهم ) . در روايت اين قصه ، آنچه كه شرح نظم الدّر را از آثار مشابه و حتى از مشارق الدرارى كه شرح ديگرى است بر تائيهء كبراى ابن فارض و صائن الدين از آن بهرهء فراوان برده است ، ممتاز مىكند ، توجه شارح به ابعاد هنرى و ادبى است . صائن الدين كه از اديبان دورهء تيمورى است ، در نوشته‌هاى خود و بخصوص در رسالهء مورد بحث ، تنها به بيان علمى مطالب عرفانى نمىپردازد ؛ بلكه او در نگارش خود به شيوهء پيشينيان مايل است و نثر منشيانه را در نظر دارد .